تبليغاتX
سلام.چطوری؟

 

Adobe:
اسم رودخانه اي كه از پشت منزل مؤسس آن جان وارناك عبور مي كند.

 

Apple:
ميوه مورد علاقه استيو جابز مؤسس و بنيانگذار شركت اپل سيب بود و
بنابراين اسم شركتش را نيز اپل (به معني سيب ) گذاشت.

 

Cisco:
مخفف شده كلمه سان فرانسيسكو (
San Francisco) است كه يكي از
بزرگترين شهرهاي امريكا است.

 

Google:
گوگل در رياضي نام عدد بزرگي است كه تشكيل شده است از عدد يك با
صد تا صفر جلوي آن . مؤسسين سايت و موتور جستجوي گوگل به شوخي
ادعا مي كنند كه اين موتور جستجو مي تواند اين تعداد اطلاعات
(يعني يك گوگل اطلاعات ) را مورد پردازش قرار دهد.

 

Hotmail:
اين سايت يكي از سرويس دهندگان پست الكترونيكي به وسيله صفحات
وب است. هنگامي كه مدير پروژه برنامه مي خواست نامي براي اين سايت
انتخاب كند علاقه مند بود تا نام انتخاب شده اولاً مانند ساير سرويس دهندگان
پست الكترونيك به
mail ختم شده و دوماً
برروي وبي بودن آن نيز تأكيد شود.
بنابراين نام
Hotmail را
انتخاب كرد. در كلمه
Hotmail
حروف
Html به ترتيب
پشت سر هم قرار گرفته اند.

 

HP:
شركت معظم
HP توسط دو نفر بنام
هاي بيل هيولت و ديو پاكارد تأسيس شد.
اين دو نفر براي اينكه شركت هيولد پاكارد يا پاكارد هيولت ناميده شود مجبور به
استفاده از روش قديمي شير – خط شدند و نتيجه هيولد پاكارد از آب در آمد.

 

Intel:
از آنجاييكه اين شركت از بدو تأسيس با تأكيد روي ساخت مدارات مجتمع ايجاد
شد. نام آن را
INTegrated Electronics يا به طور مختصر INTEL نهادند.

 

Lotus:
ميچ كاپور مؤسس شركت كه هندي الاصل بود از حالت لوتوس كه يك اصطلاح
مديتيشن متعالي (
T.M.) مي باشد براي
نامگذازي شركتش استفاده كرد.

 

Mirosoft:
نام شركت ابتدا به صورت
Micro-soft
نوشته مي شد ولي به مرور زمان به
صورت فعلي در آمد.
Microsoftمخفف MICROcomputer SOFTware است.
و دليل نامگذاري شركت به اين اسم نيز آن است كه بيل گيتس مؤسس
شركت آن را با هدف نوشتن و توسعه نرم افزارهاي ميكروكامپيوتر ها تأسيس كرد.

 

Motorola:
شركت موتورولا با هدف درست كردن بي سيم و راديوي خودرو كار خود
را آغاز كرد. از آنجاييكه مشهورترين سازنده بي سيم و راديو هاي اتومبيل
در آن زمان شركت
Victrola
بود. مؤسس اين شركت يعني آقاي پال كالوين
نيز اسم شركتش را موتورولا گذاشت تا علاوه بر داشتن مشابهت اسمي
كلمه موتور نيز به نوعي در اسم شركتش وجود داشته باشد.

 

Oracle:
مؤسس شركت اوراكل يعني لري اليسون و باب اوتس قبل از تأسيس
شركت روي پروژه اي براي
CIA
كارمي كردند . اين پروژه كه اوراكل نام
داشت بنا بود تا با داشتن مقادير زيادي اطلاعات بتواند تا جواب تمام
سؤال هاي پرسيده شده توسط اپراتور را با مراجعه به مخزن اطلاعات
بدهد. ( اوراكل در اساطير يوناني الهه الهام است. ) اين دو نفر پس از
پايان اين پروژه شركتي تأسيس كرده و آن را به همين اسم نامگذاري كردند.

 

Red
Hat
:
مؤسس شركت آقاي مارك اوينگ در دوران جواني از پدربزرگش كلاهي
با نوارهاي قرمز و سفيد دريافت كرده بود ولي در دوران دانشگاه آن را
گم كرد . زماني كه اولين نسخة اين سيستم عامل آماده شد مارك
اوينگ آن را همراه با راهنماي كاربري نرم افزار در اختيار دوستان و هم
دانشگاهيش قرار دارد. اولين جمله اين راهنماي كاربري
« درخواست براي تحويل كلاه قرمز گم شده » بود.

 

Sony:
Sony از كلمه لاتين Sonus به معناي صدا مشتق شده است .

 

SUN:
اين شركت معظم توسط چهار تن از فارغ التحصيلان دانشگاه استانفورد
تأسيس شد.
Sun مخفف عبارت Standford
Univercity Network
مي
باشد .

 

Xerox:
كلمه
Xer در زبان يوناني به معناي خشك است و اين براي
تكنولوژي
كپي كردن خشك در زماني كه اكترا كپي كردن به روشهاي فتوشيميايي
انجام مي گرفت فوق العاده حائز اهميت بود.

 

Yahoo:
اين كلمه براي اولين بار در كتاب سفر هاي گاليور مورد استفاده قرار
گرفته و به معني شخصي است كه داراي ظاهر و رفتاري زننده است .
مؤسسين سايت
Yahoo
جري يانگ و ديويد فيلو نام سايتشان
را
Yahoo گذاشتند چون فكر مي كردند خودشان هم Yahoo هستند.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/02/22ساعت 23:10  توسط ساغر | 

پیش از اینها فكر میكردم خدا
خانه ای دارد میان ابرها
مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس وخشتی از طلا
پایه های برجش از عاج وبلور
بر سر تختی نشسته با غرور
ماه برق كوچكی از تاج او
هر ستاره پولكی از تاج او
اطلس پیراهن او آسمان
نقش روی دامن او كهكشان
رعد و برق شب صدای خنده اش
سیل و طوفان نعره توفنده اش
دكمه پیراهن او آفتاب
برق تیغ و خنجر او ماهتاب


هیچكس از جای او آگاه نیست
هیچكس را در حضورش راه نیست
پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویر بود
آن خدا بی رحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان دور از زمین
بود اما در میان ما نبود
مهربان و ساده وزیبا نبود
در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت
هر چه می پرسیدم از خود از خدا
از زمین، از آسمان،از ابرها
زود می گفتند این كار خداست
پرس و جو از كار او كاری خطاست
آب اگر خوردی ، عذابش آتش است
هر چه می پرسی ،جوابش آتش است
تا ببندی چشم ، كورت می كند
تا شدی نزدیك ،دورت می كند
كج گشودی دست، سنگت می كند
كج نهادی پای، لنگت می كند
تا خطا كردی عذابت می كند
در میان آتش آبت می كند
با همین قصه دلم مشغول بود
خوابهایم پر ز دیو و غول بود
نیت من در نماز و در دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا
هر چه می كردم همه از ترس بود
مثل از بر كردن یك درس بود
مثل تمرین حساب و هندسه
مثل تنبیه مدیر مدرسه
مثل صرف فعل ماضی سخت بود
مثل تكلیف ریاضی سخت بود

تا كه یكشب دست در دست پدر
راه افتادم به قصد یك سفر
در میان راه در یك روستا
خانه ای دیدیم خوب و آشنا
زود پرسیدم پدر اینجا كجاست
گفت اینجا خانه خوب خداست!
گفت اینجا می شود یك لحظه ماند
گوشه ای خلوت نمازی ساده خواند
با وضویی دست ورویی تازه كرد
با دل خود گفتگویی تازه كرد
گفتمش پس آن خدای خشمگین
خانه اش اینجاست اینجا در زمین؟
گفت آری خانه او بی ریاست
فرش هایش از گلیم و بوریاست
مهربان وساده وبی كینه است
مثل نوری در دل آیینه است
می توان با این خدا پرواز كرد
سفره دل را برایش باز كرد
می شود درباره گل حرف زد
صاف و ساده مثل بلبل حرف زد
چكه چكه مثل باران حرف زد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/02/22ساعت 22:44  توسط ساغر | 

هجری شمسی:
فروردین, اردیبهشت, خرداد, تیر, مرداد, شهریور, مهر, آبان, دی, بهمن, اسفند.

هجری قمری:
محرم, صفر, ربیع الاول, ربیع الثانی, جمادی الاول, جمادی الثانی, رجب, شعبان, رمضان, شوال, ذیقعده, ذیحجه.

میلادی:
ژانویه, فوریه, مارس, آوریل, مه, ژوئن, ژوئیه, اوت, سپتامبر, اکتبر, نوامبر, دسامبر.

هخامنشی:
چمن آرا, گل آور ,جان پرور, گرما خیز, آتش بیشه, جهان بخش, دژخوی, باران خیز, اندوه خیز, سرماده, برف آزر, مشکین فام.

هجری شمسی به عربی:
حمل(بره), ثو ر( گا و), جوزا(دوقلو), سرطان(خرچنگ), اسد(شیر), سنبله(خوشه گندم), عقرب, میزان(ترازو), قوس(كمان), جوی(بزغاله), دلو(ظرف آب), حوت(ماهی).

رومی:
آزار, نیسان, ایتار, خریزان, تموز, آساماه, ایلول, تشرین اول, تشرین آخر, كانون اول, كانون آخر, شباط.

تركی:
بیرنجی, ایكنده, اوچنچی, درطونچی, بشنچی, آلتنجی, یدنجی, سكنجی, طوقونجی, اوئونجی, اون بیرنجی, حفشاط

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/02/22ساعت 22:38  توسط ساغر | 

1.       بدان همواره آنکه برای رسیدن به تو از همه چیزش می گذرد روزی تنهایت خواهد گذاشت، این هنجار دردناک زندگی است . ارد بزرگ

2.       دوستت دارم ؛ نه به خاطر شخصیت تو ؛ بلکه به خاطر شخصیتی که در هنگام با تو بودن پیدا می کنم . گابریل گارسیا مارکز

3.       اگر کسی یکبار به تو خیانت کرد ، این اشتباه اوست . اگر کسی دوبار به تو خیانت کرد ، این اشتباه توست . دالایی لاما

4.       هرگز مگذارکه خنده تو باعث گریه دیگری شود .  حسین بهزاد

5.       اندیشه کردن به این که چه بگویم، بهتر است از پشیمانی از این که چرا گفتم. سعدی

6.       صدها راه برای پند و اندرز دادن وجود دارد اما بیشتر بدترین گونه آن ، که همان رو راست گفتن است را برمی گزینیم . ارد بزرگ

7.       رُلهایی که در صحنۀ زندگی به عهدۀ ما واگذار شده است به انتخاب و اختیار ما نبوده و تنها وظیفۀ ما این است که آنها را به خوبی بازی کنیم . اپیکتت

8.       کسی که چند آرزوی درهم ورهم دارد به هیچ کدام از آنها نمی رسد مگر آنکه با ارزشترین آنها را انتخاب کند و آن را هدف نهایی خویش سازد  . ارد بزرگ

9.       سکوت بهترین تحقیر است. برنارد شاو

10.   آیا از بخشندگی و مهربانی که نخستین حالات خداوند است ، در ما نشانی هست ؟.  ارد بزرگ

11.   بیشتر مردم دعا نمی کنند فقط التماس می کنند. برنارد شاو

12.   بدگویی ، رسوایی در پی دارد .  ارد بزرگ

13.   برای من بزرگترین  مسئله  دو جانبه در زندگی این است  که عاشق کسی باشم  که  عاشقانه  دوستم  دارد! . ماریا مُراستُود

14.   جز نامیدی و افسردگی هیچ بن بستی در زندگی آدمی نیست . ارد بزرگ

15.   در پشت هیچ در بسته ای ننشینید  تا روزی باز شود . راه کار دیگری جستجو کنید  و اگر نیافتید همان در را بشکنید . ارد بزرگ

16.   آن که به خداوند پاک و مهربان بیش از دگران امید و بیم بسته است ، بیش از همه در خور ستایش است . بزرگمهر

17.   انسان! خودت به یاری خود برخیز! . بتهوون

18.   اراده ی مرد عامل خوشبختی اوست. شچدرین

19.   اشکهای دیگران را مبدل به نگاههای پر از شادی نمودن بهترین خوشبختی هاست . بودا

20.   ناراستی ها یمان را بپذیریم چرا که بهانه آوردن ،  دو چندان آنها را سنگین می کند  . ارد بزرگ

21.   ازدواج یعنی نصف کردن حقوق و دو برابر کردن وظایف . شوپنهاور

22.   وقتی ارتباط عاشقانه ات به انتها میرسد ، فقط به سادگی بگو«همه اش تقصیر من بود . جکسون براون

23.   زندگی خواب است و عشق رؤیای آن . موسسه.

24.   عشق یعنی ترس از دست دادن تو . (مثل ایتالیائی)

25.   عشق تجارت خطرناکیست که همواره به ورشکستگی می انجامد. ( شانفور(

26.   عشق ، خطای فاحش فرد در تمایز یک آدم معمولی از بقیه ی آدم های معمولی است. (برنارد شاو)

27.   با زنی ازدواج کنید که اگر مرد می بود بهترین دوست شما می شد . بردون

28.   زن عاقل به تربیت همسرش همت می گمارد, و مرد عاقل می گذارد  که زنش اورا تربیت کند . مارک تواین

29.   کسانیکه ازدواج کرده اند خود را ناراضی نشان می دهند و می گویند زن بد است ، زیرا می خواهند فقط و فقط خودشان از این موهبت تمتّع گیرند . دیسرائیلی

30.   آزادی حقیقی آن نیست که هرچه میل داریم انجام بدهیم ، بلکه آن است که آنچه را که حق داریم بکنیم . ویکتور کوزن

31.   برای آنکه همواره دوستانمان را نگاه داریم بهتر است همواره فاصله و بازه ای میان خود و آنها داشته باشیم  . ارد بزرگ

32.   راه آشتی را کسی باید بیابد که خود سبب جدایی شده است .  ارد بزرگ

33.   مردی که همسرش را به درشتی بیرون می کند ،  به اشک به دنبالش خواهد دوید . ارد بزرگ

+ نوشته شده در  شنبه 1389/02/18ساعت 20:47  توسط ساغر | 

سلام.

 قبول دارم..هرچی بگین قبول دارم..

خب راستش تا اومدم دوباره از نو آپ کنم،کار گیرم اومد و باز دوباره مثه سابق وقت سر خاروندنم ندارم.

صبح تا شب سر کارم و وقتی میام خونه اینقدر خسته ام که یه راست میوفتم رو تخت و  تا صبح هیچی حالیم نمیشه....یه جمعه رو  تعطیلم که اونو  هم میزارم واسه گشت و گذار و خوش و بش با دوستان..

دیگه جایی واسه بلاگ بازی و این ریتم کارا نمی مونه..

ولی بالاخره  میون این شولوغ  پولوغیا،یه وقتیو جور مبکنم تا بشینم پای سیستم و چیزایی رو که دوس دارم بنویسم و ببرم رو نت...

کاش واسم نظر میذاشتین تا به نوشتن دلگرم تر شم....

 

یه چندتا سخن قصار  هستش که به نظرم جالب اومد..

شما هم بخونین ،شاید که خوشتون بیاد...

به امید سلامی دوباره

                 بای تا های....

+ نوشته شده در  شنبه 1389/02/18ساعت 20:45  توسط ساغر | 

ایول بابا..

خدا رو شکر...

دیگه نه نیازیه ول بچرخم، نه محکوم به درس خوندنم..

قربون خدا برم که همیشه هوامو داشته.

شانسم زده و تو یه جای مناسب کار گیرم اومده(البته با پارتیا !)

راستش حقوقه بالایی نداره ولی یه تجربه کاریه تووپ حساب میشه.

اینجوریاس دیگه..درسته رو زمین کسیو نداریم ولی یکی اون بالاس که همیشه هوامونو داره...

شکرت خدا جونم..

 

شما هم این همه نظر میدین یه وختی خسته نشینااا

 

در مورد اختلاف زمانیه آخرین پستم(86) با این 2تا آخریم،باید بگم که این وبلاگ رو سال اول دانشگاه تاسیس کردم!

بعدش رفته رفته درسا سنگین شد و فرست آپیدنم کم شد..تا این آخریا که درسم تموم شد وباز بیکار شدم و تصمیم گرفتم پس از سالها آپ کنم..

اینارو به دیگران بگویید تا بهم سر بزنن و با نظراشون دل شادم کنن!!

مخسی..

+ نوشته شده در  جمعه 1389/01/20ساعت 0:40  توسط ساغر | 

سلام

خیلی وقته که دیگه نمینویسم.

آخه نوشتنم دلیل میخاد.

تا یه دله تنگ نباشه ،آدم نوشتنش نمگیره..

نمیدونم، شاید وقتی تو دلت پره حرف باشه و هیشکیو نداشته باشی که باش درد و

دل کنی، تصمیم بگیری حرفاتو بریزی تو یه بلاگ و از دوستای مجازیت  بخای که به

حرفات گوش کنن و جوابتو بدن تا حس کنی تنها نیستی و تو هم کسایی رو داری

که پای حرفات بشینن..

 

آره.منم الان میخام همین کارو بکنم.

میخام بگم که دلم خیلی گرفته.

تو شرایط سختی ام.

تا چند وقت پیش که درس میخوندم و سرم یه جایی گرم بود،فکر میکردم تا درسم

تموم شه،به راحتی کار پیدا میکنم و یه حال جدید از زندگی میبرم. آخه سر عمر

رشتم کامپیوتره و بایستی موقعیت کاری واسش زیاد باشه..ولی زهی خیال باطل.

هر کاری پیدا شد بیشتر شبیه حمالی بود..یه کاره درست و حسابی با درامد و موقعیت مناسب پیدا نشد.

حالا من موندم و بیکاری و تنهای<البته با یه مدرک مهندسی که میگن بیشتر به درد

جرز لای دیوار میخوره..>

چند راه بیشتر ندارم:

1.همچنان با دلی خوش به دنبال یه کاره درست و حسابی بگردم که میگن

بدون پارتی لااا موجوده..

2.برم دنبال الافی و ول شم تو این پارک و اون پارتی وخلاصه رفیق بازی از نوع  شدتی..

3.یا اینکه مثه گاگولا بشینم بخونم واسه فوق که این آخره خرییته، آخه مگه

لیسانسش چه گلی به سرم زد که فوقش بزنه..

4.این یکیو هم که نگم بهتره، آخه.....

5.5 و 6 و 7و بقیشو هم شما بگید.

بگید چه کنم تا از این وضعیت خلاص شم؟؟!

این یه جور نظر سنجیه هاا.

یا یکی از همین راه ها رو انتخاب کنید یا یه راه بهتر تر بزارین پیش پام.

راستی،

از شیرازیای عزیزی که کاره مناسبی واسه بنده سراغ دارن که شرایط زیر رو دارا

باشه کمال تشکر رو دارم اگه بنده رو در جریان بزارن  ؛)

1-درامد مناسب  x>270$

2-مکان مناسب و حتی الامکان اداری،طرفای قصردشت!!

3-بی زحمت ساعتش هم از صبح باشه تا 2.30 اینا...!

دیگه دیگه همینا..


 

این همه که نوشتم ، اگه جواب ندین خیییلی بی معرفتیناا..

آخه من در اصل به امید جواب شما ها نوشتم.

لطفا موقع جوابیدن سنتونو  هم بگین...مخسی.....

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/01/10ساعت 12:56  توسط ساغر | 

*چهره آیینه ی دل است.

   امام علی (ع)

 

*شاد ترین افراد لزوما بهترین ها را ندارند بلکه از آنچه در اختیارشان است بهترین"بهره" را می برند!

    برتراندراسل

 

*خردمند از نادانی خود با خبر است و نادان چنان می کند که گویی از همه چیز خبر دارد.

    میلان کوندرا

 

*خالی ترین ظرف ها بلند ترین صدا ها را دارد .

   ضرب المثل

 

*خوشبختی ، داشتن آنچه دوست می داری نیست بلکه دوست داشتن آنچه داری می باشد!

   آنتونی رابینز

 

*روشن ترین نمود روشنفکری رفتن از مرحله ی "تقلید" به "تحقیق" است.

   دکارت

 

*پر گویی علامت تملق است.

   ضرب المثل

 

*میوه ای که دیرتر می رسد سالم تر می ماند.

    ضرب المثل

 

*کسی که می خندد باهوش تر از دیگران است.

   بسوئه

 

*کسی که تصور می کند خوشبخت است،خوشبخت است ولی آنکه گمان می برد عاقل است،عاقل نیست.

   آنتونی رابینز

 

*عملکرد هر شخص تابعی از انکیزه و توان اوست.

   ژان ژاک روسو

 

*"انتخاب امتیاز انسان است.

   سیسرون

 

*اندوه،دست و پا زدن میان مرگ و زندگی است.

   برنارد شاه

 

*بگو با "که" دوستی تا بکویم تو کیستی؟

   کنفسیوس

+ نوشته شده در  شنبه 1386/12/18ساعت 15:45  توسط ساغر | 

سلام...

خودم خوب می دونم که چقدردیر به دیر می آپم  ولی آخه بد جوری درگیرم...دیگه زیاد بیکار نمیشم که بشینم پای سیستم و چرت وپرت تایپ کنم ، بریزم تو بلاگم...

zizo  خانم  تو که می بینی چقدر گرفتارم ، اونوقت هی بتل و بگو یا آپ کن یا حذف بلاگ ...

 بی خیال بابا..

تازشم تو این مدت بصورت شدید محاصره ی  امتحانام شده بودم...حالا کاری نداشته باشین که من چقدری خر زدم، اینجا که کسی نیست بگه من از 20 واحدی که داشتم فقط 11 تا رو پاسوندم...

خوب دیگه یه وقتایی هم اینجوری می شه...

چیه؟ چرا دارین واسم تاسف می خورین؟  خوب آخه یه وقتایی حس درس خوندن نیست دیگه!

باور کنید من خیلی سعی کردم که بیاد ولی بی انصاف نیومد....

اصلا بگذریم...فقط خواستم  قانع بشین که دیر اومدنم دلیل داره..

هان؟!  یعنی قانع نشدین؟

باشه بابا..حق با شماست .. beg your pardon  I <معذرت می خوام> اگه می خواستم می تونستم بیام  ولی حس این یکی هم نبود..

 

 

از این حرفا گذشته شما خوبین؟ خوشین ؟ سلامتین؟

منم هی ، بدک نیستم..خدا رو شکر اگه بذارن دنیام ok هستش

 

 

 

 

 

کجا داری میری جونم؟

 turn round

اول یه کوچولو نظر بذار بعد اگه هر جا که خواستی برو...

+ نوشته شده در  شنبه 1386/12/18ساعت 15:24  توسط ساغر | 

سلام چطورین؟!

ماه رمضان هم اومد!

چه زود 13 روزش پرید،4روز دیگه هم که شبای قدره!

عجب روزاییه!

خاص و دوست داشتنی!

فقط انصافا لحظه های سحری و افطاری من و خانوادم رو فراموش نکنید که از همتون التماس دعا داریم..

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/07/04ساعت 23:6  توسط ساغر | 

سلام،اینم عکس مهدی خان منظورم خواهر زاده ی عزیزم هست

هنوز 40 روزش هم نشده!!


 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/06/03ساعت 15:23  توسط ساغر | 

مرغان همه بشکسته قفس را و پریدند                من در قفس  افتاده به خود تار تنیدم

یا رب شود آن روز که در جمع حریفان                 بینم که از این لانه ی گندیده پریدم؟

 

حالا که اومدین و مثه همیشه خوشحالم کردین ، بی نظر نذارین که اصلا ازتون توقع ندارم.

+ نوشته شده در  شنبه 1386/05/06ساعت 17:15  توسط ساغر | 

    در دلم بود که آدم شوم اما نشدم                   بی خبر از همه عالم شوم اما نشدم

 

   سلام .این ماه رجبی بد رقم التماس دعا دارم. خیلی دلم می خواست با دوستام برم اعتکاف اما یه جورایی نشد.امروز میلاد مولا علی (ع) رو به همتون تبریک می گم.از همتون خصوصا روزه داران عزیز می خوام که واسه من حقیر هم دعا کنید.پیروز باشید و سر بلند..

+ نوشته شده در  شنبه 1386/05/06ساعت 17:7  توسط ساغر | 

 غرق   گنه   نا   امید  مشو   ز   در بار   ما         که عفو کردن بود ، در همه دم کار ما

 بنده ی  شرمنده ی تو  ، خالق بخشنده ی من         بیا  بهشتت  دهم ،  مرو تو  در نار ما

 توبه  شکستی بیا ، هر  آنچه   هستی      بیا         امید واری    بجو  ،  ز نام   غفار   ما

 در دل شب خیز و ریز قطره ی اشکی ز چشم         که  دوست  دارم  کند گریه گنه کار ما

 خواهم   اگر  بگذرم   از   همه ی  عاصیان        کیست که چون و چرا کند  ز کردار  ما

  وای  بر آن کس  نگشت نادم عصیان  خویش       هلاک  گرد د  به حشر ،  دریم قهار ما

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/22ساعت 11:49  توسط ساغر | 
سلام

خدا رو شکر امتحاناتم تموم شد

حالا دیگه بیشترتر فرصت آپیدن دارم

پس شما هم بیشتر بهم سر بزنین

 

 

            روی دو پای خو بایست و به وعده های دیگران تکیه نکن

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/04/14ساعت 15:12  توسط ساغر |